جشنواره ٢٤ ام فجر هم گذشت
جشنواره 24 ام هم به پایان رسید.
باز هم سینما دوستان ساعت ها برای تهیه بلیت در هوای سرد منتظر می ماندند. باز هم بودند کسانی که با وجود انتظار برای تهیه بلیت موفق به تهیه آن نمی شدند.
همواره بعد از جشنواره فجر این سوال مطرح بوده که حالا که جشنواره به پایان رسید سینمای ایران به کجا رسید و چه چیز عاید سینمای ما شده است ٬ ولی این همان سوالی است که همواره بوده و همواره نیز خواهد بود. باز هم کلیشه و دغدغه های گیشه سینما گران ایرانی را درگیر خودش کرده است. شخصا 6 فیلم از جشنواره دیدم 5 فیلم ایرانی ٬ کارگران مشغول کارند٬ کافه ستاره ٬ مواجهه ٬ چهارشنبه سوری و آفساید و همچنین فیلم گل های پژمرده از جارموش. در مورد فیلم های ایرانی همگی نقاط قوتی داشتند و حتی سبک های جدیدی در این فیلم ها دیده می شد و به شخصه از تک تک این فیلم ها راضی بودم چرا که در هر کدام نقاط مثبت زیادی دیدم و نشان دهنده دغدغه فیلمساز برای ساختن فیلمی خوش ساخت است ولی در همه این فیلم ها نیز دغدغه گیشه دیده می شد همان موضوعی که جلوی پیشرفت سینمای ایران را گرفته است. فیلم هایی ساخته می شوند و خوب فروش می کنند و تهیه کننده ها به دنبال کارگردان های آن ها می روند تا شاید با فیلم جدیدی از آن ها بتوانند به سودی برسند ولی حق بسیاری دیگر از فیلم ها ضایع می شود و این باعث می شود که موضوع فروش فیلم همواره فکر بسیاری از سینماگران ایرانی را مشغول کند. حال فیلمی از بازیگرانی استفاده می کند که شاید فروش بالاتری داشته باشد٬ فیلمی دیگر از موضوعات کلیشه ای مورد توجه تماشاگر ایرانی استفاده می کند و یا از حرف های کلیشه ای برای جذب مخاطب استفاده می کند ٬ این همان نقطه مشترک تمامی این فیلم ها بود. فیلم چهارشنبه سوری فیلم خوبی بود ولی خوش ساخت بودن فیلم هرگز باعث پوشانده شدن موضوع تکراری فیلم نمی شود٬ فیلم نمونه ای قوی از موضوع تکراری در فیلم های دیگری بود که سال هاست ساخته می شود. فیلم آفساید فیلمی قوی بود و نشانه قدرت کارگردان فیلم است که بتواند فیلمی را در مدت کوتاهی بسازد ولی نباید از یک سری حرف های کلیشه ای و تکراری در طول فیلم بگذریم و آن ها را نادیده بگیریم. فیلم مواجهه فیلمی قوی از نظر انتخاب لوکیشن ها و میزانسن ها بود وفیلم برداری فوقالعاده این فیلم همه سینما دوستان را مجذوب خودش می کرد ولی اقتباسی بسیار ضعیف از یک اثر ادبی است که اصلا با تماشاگر ارتباط برقرار نمی کند. فیلم کافه ستاره فیلمی بود با فضایی بسیار گرم و شیوه جدیدی برای روایت داستان انتخاب شده بود ولی سامان مقدم هرگز سعی در کنار گذاشتن کلیشه نکرده بود و در این فیلم هم می توان عناصر تکرار فیلم های ایرانی و حتی فیلم های پیش از انقلاب را دید. کارگران مشغول کارند فیلمی بود که می توانست بسیار بهتر از این باشد ٬ فیلمی با ریتم کند که با تماشاگر ارتباط برقرار می کند ولی به خاطر ریتم فیلم این ارتباط بسیار ضعیف است و تماشاگر را خسته می کند. بازی مهناز افشار هم در این فیلم از همان عناصر جذب تماشاگر و فروش در گیشه است.

در مورد فیلم های خارجی نیز مانند همیشه تیغ سانسور به جان آن ها افتاده و فیلم هایی ساخت آقای ضرغامی تحویل سینمادوستان داده شد ( البته قبلا آقای لاریجانی این مسئولیت بزرگ را بر عهده داشت ولی در این جشنواره آقای ضرغامی زحمت سانسور های فیلم ها را کشیده بود ) زمانی که سینما پارادیزو از سیما پخش شد همگی امیدوار بودیم دیگر شاهد پخش این گونه فیلم ها با این وضعیت سانسور نباشیم ولی شخصا با دیدن فیلم گل های پژمرده جارموش دوباره حال و هوای همان زمان پخش سینما پارادیزو را احساس کردم ولی هنوز هم امیدوارم دیگر شاهد چنین کار هایی نباشیم. البته سوالی که همواره برای من بوده این است که آیا این سانسور ها با اجازه کمپانی ارائه دهنده فیلم ها است یا مانند دیگر کار های دولت ایران بدون اجازه است؟
سه روز قبل از پایان جشنواره اسامی نامزد های جوایز مشخص می شوند و دو روز قبل از پایان جشنواره جوایز داده می شود. این همان چیزی است که به بسیاری از فیلم ها که در روز های پایانی نمایش داده می شنود لطمه می زند و می بینیم که صف های جلوی سینما ها در این دو روز آخر اکثرا کوتاه تر می شوند و سینما ها مثل روز های ابتدایی جشنواره٬ کامل پر نمی شوند. جشنواره ای که 10 15 نفر داور انتخاب شوند و در مدت دو هفته به بررسی فیلم ها بپردازند و سپس جوایز داده شود بهتر از این نخواهد بود. 10 یا 15 نفر عده بسیار کمی برای انتخاب یک فیلم از میان تعداد زیادی فیلم برای جایزه دادن هستند.
این جشنواره اگر برای تحسین چند فیلم ایجاد شده است توانسته کار خود را به خوبی انجام دهد٬ البته بدون در نظر گرفتن لطمه ای که به بسیاری از فیلم های دیگر جشنواره خورده است٬ ولی اگر این جشنواره در جهت پیشرفت سینمای ایران ایجاد شده است هرگز نتوانسته حتی کوچکترین قدمی در این راه بردارد. داوری جشنواره در هر بخش به نزدیک 10 نفر سپرده می شود و این باعث شخصی تر شدن جوایز جشنواره می شود. جشنواره فجر همواره جایزه ای را برای تماشاگران در نظر گرفته و برای فیلم مورد علاقه تماشاگران ولی اصول این جایزه اشتباه است چراکه اکثر تماشاگران سینمای تماشاگران عام هستند و کسانی که اغلب فیلم ها را با بازیگر می شناسند و شاید برای خندیدن و عوض شدن ریتم روزمره زندگی به سینما می روند پس چنین جایزه ای هرگز نمی تواند جایزه مناسبی باشد. اکثر تماشاگران فیلمی را خوب می دانند که در آن حرفی زده شود که حرف خود آنها باشد و زندگی خودشان را در آن فیلم ببینند این است که باز هم باعث جلوگیری از ساخته شدن فیلم های یک درجه بالاتر از مسائل اجتماعی می شود. در همه جهان سینماگرانی بوده و هستند که فیلم های مستقل می سازند و بسیار هم مورد تحسین منتقدان و جشنواره ها قرار می گیرند و حتی با استقبال مردم هم روبرو می شوند ولی در ایران چنین سینماگرانی بسیار کم هستند و اگر هم فیلمی با مضمونی جدید و بیانی متفاوت ساخته شوند منتقدان آن فیلم را محکوم می کنند به اینکه این فیلم فقط برای مطرح شدن در جشنواره های خارجی ساخته شده و تماشاگر خودی را فراموش کرده است همان طور که وزیر فرهنگ کشور در برنامه ای از تلویزیون ایران آمد و این موضوع را بیان کرد که فیلم هایی توسط سینماگران ایرانی ساخته می شود که صرفا به سفارش خارجی ها ساخته شده اند و این فیلم ها حتی اگر در جشنواره ها هم مطرح شود برای ما فیلم خوبی نخواهد بود چرا که مشکلات ما را برای خارجی ها نشان می دهد. ایشان فرمودند که مثلا ما در برابر کشور خارجی مشکلی داریم و سینماگری می آید و این مشکل ما را نشان می دهد و این فیلم ها صرفا به سفارش خارجی ها و دشمنان ماست و ما از آن ها حمایت نمی کنیم. در نظر این آقا فیلم ده آقای کیارستمی یا چند فیلم از فیلم های آقای پناهی هم حتما جزئی از این دسته هستند که به سفارش دشمنان ساخته می شوند چون شرایط واقعی را نشان می دهند٬ البته مطمئن هستم که این آقا فیلمی از این دو نفر ندیده ولی اگر این فیلم ها را ببیند احتمالا همچین نظری خواهد داشت. این یعنی از بین رفتن سینمای اجتماعی٬ چه بسا که می بینیم سینمای اجتماعی ایران هم با معضل حجاب در فیلم ها رو به تخریب و دور شدن از واقعیات است. منتقدی در سیما می گفت فیلم خانم مونا زندی همان راهی را در پیش گرفته که استاد کیارستمی ایجاد کرده بود یعنی مطرح شدن در جشنواره های خارجی و این فیلم تماشاگر خودی را فراموش کرده و این را نقطه ضعف فیلم می داند. من این فیلم را ندیدم ولی همین قدر می دانم که این تماشاگر است که باید از فیلم حمایت کند و نه اینکه کارگردان بیاید فیلمی بسازد و در آن تماشاگر خودی را فراموش نکند. بلکه فیلمساز کسی است که می تواند کمی سینمای شخصی خودش را در فیلم دخالت دهد حال ممکن است برای بسیاری از تماشاگران عام خوشایند نباشد ولی این دلیل نمی شود که فیلمساز را متهم کنیم که تماشاگر خودی را فراموش کرده است.
از شاخصه های این جشنواره شکل گرفتن ژانر سینمای معناگر (معناگرا) هست که صرفا سینمای ساخت ایران است. هر کسی که هیچ چیزی از سینما نمی داند هم با این لغت آشنا شده است و هر زمان در مورد فیلم صحبت می کند حتما از این لغت استفاده می کند٬ همان طور که وزیر فرهنگ را هم در برنامه ای از سیما دیدیم که نامی از سینمای معناگرا کرد و در این مورد آقای مجیدی را نیز تحسین کرد. این ژانر به قدری گسترده است که می توان هر فیلمی را از ماتریکس گرفته تا بید مجنون و به نام پدر و کنستانتین و حتی ترمیناتور را در خود جای دهد. به عبارتی در هر فیلم اگر کوچکترین موردی موجود باشد که انسان را به فکر وا دارد می تواند در این ژانر ساخت ایران قرار بگیرد٬ حال اگر صحبتی از مرگ و زندگی در فیلم شود دیگر جای سوال باقی نمی ماند که این فیلم معناگرا است. جشنواره 24 ام سعی کرد با در نظر گرفتن بخشی به نام سینمای معناگرا قدمی در راه معرفی کردن این ژانر به جهان بردارد و شاید هم موفق بوده باشد ولی شخصا نمی دانم معادل انگلیسی آن را چه می توان گذاشت. البته این ژآنر سازی و سبک سازی موضوع جدیدی نیست چرا که قبلا هم آقای ضرغامی در مورد پرداختن بیشتر سینماگران به سینمای دفاع مقدس تشویق کرده بود و حتی جشنواره هایی هم در مورد فیلم دفاع مقدس داریم . حال این سوال است که آیا دفاع مقدس هم ژانری جدا است و در آینده قرار است به جهان معرفی شود و یا می توان فیلم های این بخش را نیز فیلم هایی معناگرا دانست.
یکی از خوبی های این جشواره تغییر و تحول در ظاهر سینما ها بود رسیدگی به سینما ها. این خیلی خوب است که سینما های ایران بازسازی شود و هرچه بیشتر به آن چه در شان سینما است تبدیل شود. چرا که سینما نیز مکان مقدسی برای همه سینما دوستان و سینما گران است و رسیدگی به آن همواره قدمی در جهت پیشرفت است.
با دیدن چند فیلم از جشواره امیدوار به پیشرفت هایی در زمینه هایی از سینمای ایران شدم و امیدوارم که این پیشرفت ادامه داشته باشد.
به امید موفقیت سینمای ایران و همه ایرانیان
