از اوج تا فرود به سلوک سامورایی

Ran
If the rock you stay on starts to roll, jump clean. Or you'll go with it and be squashed
-
عنوان فارسی: آشوب
-
کارگردان: آکیرا کوروساوا
-
نویسنده: آکیرا کوروساوا و ... بر اساس طرحی از نمایشنامه شاه لیر از شکسپیر
-
با هنرمندی: تاتسویا ناکادای , آکیرا تراو , جینپاچی نزو , دایسوکه ریو
-
زمان فیلم: ۱۶۰ دقیقه
احترام شاگرد نسبت به استاد یکی از بارز ترین مشخصه های فیلم های کوروساوا است. شاگردی که مدتی نزد استادی آموخته شده به هر شکل چه آموزش صحیح و چه غلط چرا که هر دو نوع آموزش در جهت ایجاد جهان بینی در ذهن شاگرد است. شاگرد می تواند فرزند باشد و استاد می تواند پدر باشد. فیلم آشوب از کوروساوا نیز دارای این مشخصه است . پدری که سه فرزندش را به عنوان شاگردانی در میان جنگ و خونریزی هایش پرورش میدهد. دو نفر همان روش پدر را دنبال می کنند و سرنوشتی جز نابودی ندارند و سومی به مخالفت با پدر بر می خیزد , همان کسی است که در نهایت پدر به او روی می آورد.
شروعی غافلگیر کننده را در این فیلم مشاهده می کنیم. پدر به همراه سه پسر خود و گروهی همراه برای شکار می روند و پس از شکار گراز می نشینند و شروع به صحبت می کنند . در این جمع دو نفر از بزرگان هستند که خواهان ازدواج دخترشان با پسر آن مرد است. مردی که پس از خونریزی های زیاد و جنگ های زیاد و کشتار هایی که انجام داده به قدرتی بسیار دست یافته و اکنون 70 سال دارد. در هنگامی که هر دو نفر درخواست خود را برای قبول کردن ازدواج دخترشان با پسر عالیجناب می دهند او با تصمیمی عجیب راس خاندان را به پسر بزرگش می سپارد و دو پسر دیگر را به اطاعت از پسر بزرگ فرا می خواند و حتی پسر دیگر را که از پدرش خواستار تغییر نظرش می شود را سرکوب می کند و او را دیگر پسر خود نمی داند. حال دو پسر در دو قلعه از سه قلعه قرار دارند و پسر دیگر هم مجبور به ترک آن جا می شود. تانگو یکی از همراهان همیشگی عالیجناب هم به حمایت از پسر مخالف بر می خیزد و او نیز مجبور به ترک آن جا می شود. دو پسر خواهان جنگ و حکومت و پسر سوم خواستار صلح و آرامش.
پدر از قلعه اول تبعید می شود و در قلعه دوم نیز نمی تواند بماند. در این فیلم از اوج تا فرود فرمانروایی را می بینیم که به دست خودش شکل می گیرد. او که با خونریزی های بسیار و کشتار های زیاد اکنون حکومتی وسیع و سه قلعه بزرگ در اختیار دارد با سپردن حکومت به پسرش و در راس قرار دادن او نا خواسته شروع به نابود کردن خود می کند و وقتی حکم سپردن حکومت به پسرش را امضا می کند گویی حکم مجازات خود را تایید می کند. دلقک مخصوص او و تانگو یکی از سلحشوران ارتش او تنها کسانی هستند که با او راست و صادقانه صحبت کرده اند ولی همواره به دلیل این صداقت محکوم می شوند و تنها کسانی می مانند که تا پایان مجازات او در دنیا همراه او می مانند.
عالیجناب پس از تبعید شدن از دو قلعه با ارتشش به قلعه سوم می رود ولی در آنجا با حمله پسرانش روبرو می شود و شاهد کشته شدن تمامی ارتشش است ولی خودش کشته نمی شود گویی مجازات او در همین دنیا است. مجازات کسی که اصل و ریشه بچه هایی را جلوی چشمانشان نابود می کند با مرگ او در شروع سختی ها به پایان نمی رسد بلکه تازه شروع می شود و اوشروع به پریشان شدن و دیوانه شدن می کند و این شروعی از مجازات های او در این جهان است. او که برای تصرف قلعه ای همه افراد آن قلعه را می کشد جز دو بچه کوچک اکنون باید برای ادامه زندگی و نجات یافتن از یکی از آن بچه ها کمک بطلبد. پسری که جلوی چشمانش پدر و مادر و همه نسلش را کشته است و او را نیز کور شده است حس انتقام را در خودش سوزانده و از عالیجنابی که اکنون پیری فرسوده و دیوانه است پذیرایی می کند و به او پناه می دهد. این بدترین مجازات برای کسی است که روزی در راس بوده ولی اکنون در پایین ترین جایگاه قرار دارد. دلقکی که از بچگی به خنداندن او می پرداخته اکنون از عالیجناب می خواهد که او را بخنداند. او شاهد جنگ پسرانش و کشته شدن آن ها است برای رسیدن به حکومتی که خودش به آن ها سپرده. او پسرانش را می بیند که کشته می شوند ولی خودش هدف تیر قرار نمی گیرد و این بدترین مجازات است. او در جهنم خود قرار دارد و خودش را در گور می بیند ولی به مرگ نمی رسد.
فیلم آشوب مانند همه فیلم های کوروساوا پر از پیام های اخلاقی است. در ابتدا برای نشان دادن ضرورت حمایت سه برادر از یکدیگر مثال معروفی را بیان می کند و به هر یک تیری را می دهد و آن ها آن تک تیر را می شکنند و سپس سه تیر را دسته می کند و به آنها می دهد و هیچ یک نمی توانند آن دسته را بشکنند و او می گوید که هر یک از شما به تنهایی آسیب پذیر هستید ولی اگر هر سه با هم باشید هیچ کس نمی تواند شما را بشکند. در این هنگام همان برادر مخالف به کمک پاهایش سه تیر را می شکند و می گوید سه تیر هم ممکن است شکسته شود و در این بین از سوی پدر محکوم به بدبینی می شود. در این فیلم کوروساوا از نقش زن در بر هم شکستن حکومت ها یاد می کند و چنین زنانی را به روباهی تشبیه می کند و در نهایت هم بیشترین آسیب از جانب زن همان پسری است که در راس حکومت قرار می گیرد ولی به دست برادر دیگری کشته می شود.
در مورد فیلم های کوروساوا نوشتن بسیار سخت است چرا که پر از پند های اخلاقی است که به شکل استادانه در فیلم جای گرفته و در بیننده اثر می گذارد. دیالوگ هایی پر مغز با تصاویری بدیع همراه شده و اثری را بر بیننده می گذارد که در تاریخ سینما بی نظیر است. شخصیت های فیلم های کوروساوا شخصیت هایی دو گانه اند. در فیلم آشوب شخصیت عالیجناب برای بیننده شخصیتی ظاهر می شود که با وجود جنگ های زیاد و کشتن انسان های بی گناه بسیار و با وجود اینکه شایسته سخت ترین مجازات ها است ولی از سوی بیننده توام با ترحم باشد و شاید در بعضی مواقع بیننده برای رفتار هایی که با او می شود ناراحت نیز بشود و او را محکوم به چنین عذابی نداند. در این مواقع است که کوروساوا بیننده خود را به دوگانگی می رساند و نتیجه نهایی را به خود او می گذارد و از او جهت گیری می خواهد. در حالی که با شخصیتی روبرو هستیم که مورد ترحم ما قرار می گیرد ولی محکوم به عذابی سخت است به طوری که دردی همواره همراه او است و خودش را در گور می داند و سخت در انتظار مرگی است که زمانش فرا نرسیده چرا که در طول فیلم از زبان دلقک می شنویم که هیچ کسی تا به قدر کافی نگرید مرگش فرا نمی رسد و شاید عالیجناب فرسوده و پریشان هم هنوز به قدر کافی نگریسته و به قدر کافی مجازات در دنیا نشده است.
عالیجنابی که از شدت شرم در مقابل پسرش که به خاطر مخالفت از خود رانده بود نمی تواند بار دیگر با او روبرو شود وقتی او را می بیند گویی به آرامشی رسیده و اینجاست که بیننده نیز به آرامشی می رسد و گویی پس از مجازات های پدر سرانجام خواسته بیننده یعنی ترحم نسبت به او نیز برآورده شده ولی برآورده شدن این خواسته موقتی است چرا که پسر همان جا سوار بر اسبی که پدرش پشت آن اسب نشسته هدف قرار می گیرد و کشته می شود و این همان سخت ترین مجازات دنیایی پدر است که پسرش که بی گناه است در آغوش خودش که مرتکب سخت ترین جنایت ها شده کشته شود و در اینجا است که گویی پدر به اندازه کافی گریه کرده ومرگش فرا می رسد و بر بالین پیکر خونین پسرش او نیز می میرد تا شاید مجازات های او نیز به پایان برسد.
این همان سرنوشت کسانی است که برای زیور و حکومت می جنگند و از جنگیدن لذت می برند.
